پلیس من...p3
ببخشید دیروز نتونستم بذارم امتحان داشتم باید براش می خوندم🙃💜
𝕄𝕪 𝕡𝕠𝕝𝕚𝕔𝕖...
جونگ کوک دست تهیونگ رو گرفت و از بغل جونگ وو بیرون کشیدش
کوک: بریم دیگه(جدی)
دست تهیونگ هنوز توی دستش بود به سمت در خروجی رفت
جونگ وو: ازت می گیرمش جونگ کوک
جونگ کوک پوزخندی زد و هیچی نگفت
بلاخره از اون عمارت مزخرف بیرون اومدن
جونگ کوک دست تهیونگ رو آروم ول کرد
تهیونگ: م...ممنونم
کوک: کاری نکردم....بریم اداره(رو به کارمنداش)
تهیونگ:من دیگه میرم
و اومد بره
کوک:کجا؟
تهیونگ با تعجب وایستاد طرف جونگ کوک برگشت : میرم خونه ام دیگه...
جونگ کوک آهی کشید: اگه بری خونه ات که بازم این روانی(جونگ وو) میاد دنبالت
تهیونگ: وای راست میگی حواسم نبود(بامزه)
جونگ کوک لبخند خیلی کمرنگی روی لبش اومد
کوک: برای یه مدت بیا خومه ی من تا وقتی اوضاع اوکی شه
تهیونگ با شوک گفت: خونه تو؟!
کوک:آره مشکلیه؟
تهیونگ: ن نه راستی...اون موقع که گفتی ولش کن اون برای منه...
کوک وسط حرفش پرید و گفت:
اونو گفتم تا ولت کنه منظور خاصی نداشتم، بیا بریم دیگه
تهیونگ: باشه
جونگ کوک پشت موتوری نشست
تهیونگ: با موتور!
جونگ کوک: آره نترس
تهیونگ با تردید پشت جونگ کوک نشست
کوک: کمرمو بگیر
تهیونگ همونکارو کرد
جونگ کوک کلاه خودش هم به تهیونگ داد:اینم سرت کن
و حرکت کرد
تهیونگ:نیوفتم یه وقت
کوک: من هستم نگران نباش
تهیونگ: باشه، الان کجا میری؟
کوک: اول میریم اداره من کارامو کنم بع. میریم خونه تو وسایلتو برداری و یعدش میریم خونه من
شرط: بالای ۲۵ لایک
#تهیونگ
#جونگ_کوک
#تهکوک
#BTS
𝕄𝕪 𝕡𝕠𝕝𝕚𝕔𝕖...
جونگ کوک دست تهیونگ رو گرفت و از بغل جونگ وو بیرون کشیدش
کوک: بریم دیگه(جدی)
دست تهیونگ هنوز توی دستش بود به سمت در خروجی رفت
جونگ وو: ازت می گیرمش جونگ کوک
جونگ کوک پوزخندی زد و هیچی نگفت
بلاخره از اون عمارت مزخرف بیرون اومدن
جونگ کوک دست تهیونگ رو آروم ول کرد
تهیونگ: م...ممنونم
کوک: کاری نکردم....بریم اداره(رو به کارمنداش)
تهیونگ:من دیگه میرم
و اومد بره
کوک:کجا؟
تهیونگ با تعجب وایستاد طرف جونگ کوک برگشت : میرم خونه ام دیگه...
جونگ کوک آهی کشید: اگه بری خونه ات که بازم این روانی(جونگ وو) میاد دنبالت
تهیونگ: وای راست میگی حواسم نبود(بامزه)
جونگ کوک لبخند خیلی کمرنگی روی لبش اومد
کوک: برای یه مدت بیا خومه ی من تا وقتی اوضاع اوکی شه
تهیونگ با شوک گفت: خونه تو؟!
کوک:آره مشکلیه؟
تهیونگ: ن نه راستی...اون موقع که گفتی ولش کن اون برای منه...
کوک وسط حرفش پرید و گفت:
اونو گفتم تا ولت کنه منظور خاصی نداشتم، بیا بریم دیگه
تهیونگ: باشه
جونگ کوک پشت موتوری نشست
تهیونگ: با موتور!
جونگ کوک: آره نترس
تهیونگ با تردید پشت جونگ کوک نشست
کوک: کمرمو بگیر
تهیونگ همونکارو کرد
جونگ کوک کلاه خودش هم به تهیونگ داد:اینم سرت کن
و حرکت کرد
تهیونگ:نیوفتم یه وقت
کوک: من هستم نگران نباش
تهیونگ: باشه، الان کجا میری؟
کوک: اول میریم اداره من کارامو کنم بع. میریم خونه تو وسایلتو برداری و یعدش میریم خونه من
شرط: بالای ۲۵ لایک
#تهیونگ
#جونگ_کوک
#تهکوک
#BTS
- ۶۸۵
- ۲۳ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط